X
تبلیغات
رایتل
جمعه 28 فروردین‌ماه سال 1388

معرفت شناسی[1] فمینیستی همچون بسیاری از حوزه های دانش فمینیستی با نقد آغاز می شود. فمینیستها با انتقاد از شیوه رایج در علم، به مناسبات تولید دانش و نمود قدرت در آن پرداخته­اند.

انتقادات فمینیستها به معرفت­شناسی هم شامل روش­شناسی غالب در علم است و هم نوع روش آن­ها در برخورد با موضوعات تحقیق. فمینیستها معتقدند که علوم مختلف _به خصوص علوم تجربی_ دارای سوگیریهای مردانه است. این سوگیری در موضوع شناخت و نوع نگاه به موضوعات تحقیق نمود داشته است.

مهمترین انتقاد فمینیستها به این ادعای علوم مختلف است که به صورت عینی به موضوعات کاری خود می پردازند. عینیت[2] گرایی در علوم، _که تنها متعلق به علوم تجربی نیست و علوم اجتماعی را هم در بر می گیرد_ به معنای جدایی فاعل شناسا/ عالِم/ ذهن (سوژه[3])  از موضوع شناسایی/ عالَم / طبیعت (ابژه[4]) است. این تفکیک متعلق به دوران مدرن است. فمینیستهایی چون بوردو[5] و کلر [6] معتقدند که « چنین تفکیکی در دوران پیش از مدرن وجود نداشت. جهان در این دوره به بیان تمثیلی همچون ارگانیسمی در نظر گرفته می­شد که خود انسان­ها نیز بخشی از این ارگانیسم را تشکیل می­دادند.» (باقری، 1382:105)

در چنین نگاهی به جهان ادراک حسی در فضایی بین سوژه و ابژه شکل می­گیرد و دانش تنها حاصل ادراک فاعل شناسا نیست. علاوه بر این وقتی سهم جهان در معرفت بشری مهم انگاشته شود موجوداتی که در آن وجود دارند بی­جان نبوده و ابعاد روحانی می­یابند. اما با جدایی سوژه و ابژه، موضوع شناسایی موجودی بی­جان تلقی شده و از جنبه­های روحانی تهی می­گردد. فاعل شناسا برای رسیدن به درک درست از این موجودات بی­جان باید عقل خود را از هر گونه احساس نسبت به آن خالص کند. این نوع نگاه بی طرفانه و خالی از احساس به معنای عینیت­گرایی است.

از نظر فمینیستها این تاکید علوم بر عینیت­گرایی نشان از سوگیری مردانه آن است. به زعم آن­ها ویژگی­های عینیت در علم ناظر به خصوصیات مردانه است. اولویت دادن به ریاضیات و افکار انتزاعی، استانداردهای عینیت، بنای روش علمی و ماهیت ابزاری خردگرایی علمی تماما مبتنی هستند بر تصور نرینگی خیالی و آرمانی. (سردار،1385)

بسیاری از نظریاتی که با برچسب علمی  مشخص می­شوند و در مرکز آن­ها عینیت، عقل­گرایی، تجربه ناب، فاعل شناسا قرار دارد، «به طور ضمنی مفاهیم و نظریه های خود را از یک دیدگاه آرمانی درباره شناخت اخذ می­کنند که توسط انحصارطلبی­های مذکر و با موقعیتهای برجسته اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جوامع غربی سفیدپوست به وجود آمده و ارزیابی شده است.» (کد[7]، 201:1382) 

به بیان دیگر نادیده گرفتن گروههای حاشیه­ای نظیر زنان باعث می شود که معرفت مطلوبی به دست نیاید و تا جایی پیش رود که مفهوم عینیت را هم زیر سئوال برد؛ زیرا اینگونه به قدر کافی دقیق و عینی به جوامع مختلف و تجربیات متفاوت گروههای مردم پرداخته نمی­شود. هاردینگ[8] این مسئله را اینگونه مطرح می­کند: « مشکل تصور رایج درباره عینیت چنانکه برخی ادعا کرده­اند این نیست که بیش از حد دقیق یا بیش از حد عینیت­بخش است، بلکه در این است که به قدر کافی، دقیق یا عینیت بخش نیست. » (باقری،111:1382)

با این رویکرد، از آنجا که شناخت با خصوصیات مردانه سازمان یافته و این ویژگی­ها به آن مشروعیت می­دهد، زنان برای این که فاعل شناسا باشند باید بیاموزند که برای شناسنده بودن از دید مذکر به شناخته­ها نگاه کنند، همان طور که یاد می گیرند از دیدگاه مردانه به خود نیز به عنوان موضوع شناخت بنگرند.

فمینیست­ها تنها به نقد از معرفت­شناسی بسنده نکردند بلکه خود نیز بدیلی برای آن ارائه داده اند. پیشنهاد فمینیستها در مقام بهبود معرفت­شناسی علمی بوده است و به تبع آن روش­شناسی هم شامل می شود.

از جمله تلاش­های فمینیستها در این زمینه نظریه دیدگاه فمینیستی یا «معرفت­شناسی دیدگاهی فمینیستی[9]» است که توسط نانسی هارتساک[10] و دوروتی اسمیت[11] آغاز شد و ساندرا هاردینگ آن را گسترش داد. مسئله مهم نظریه دیدگاه توجه به گروه­های حاشیه­ای است. به زعم آن­ها از آنجا که زنان در طول تاریخ به حاشیه رانده شده­اند، «از دیدگاه ویژه­ای برای علم ورزی برخوردارند که مردان از آن محروم هستند.» (باقری، 116:1382)

نظریه دیدگاه به بیان کد « صرفا دیدگاهی در بین چشم­اندازها و منظرها نیست، بلکه یک موضع تحقق­یافته عقلانی و شکل گرفته سیاسی است که با تحلیل­های پرزحمت، نظام­هایی را به وجود آورده که رفتارهای ظالمانه را مشروعیت می بخشد و در صمیم فاعل شناسا رسوخ می کند.» (کد،210:1382)

به طور کلی اصول نظریه دیدگاه را در 3 مورد خلاصه کرد: « 1) معرفت، محصول منظر و دیدگاه خاصی است. 2) منظر و دیدگاه زنان نسبت به دیدگاه مردان متفاوت است. 3) دیدگاه زنان از لحاظ معرفت‌شناختی نسبت به دیدگاه مردان امتیاز دارد (حورا،1382)

همچنین موضوعات زیر را مورد توجه قرار می­دهند : «1) فمینیست‌های دیدگاه، درباره اینکه مردم درباره جنسیت چه فکر می‌کنند، به تفکر می‌پردازند. 2) آن‌ها درباره اینکه مردم آن چه را که درباره جنسیت می‌دانند، چگونه شناخته­اند، بررسی می‌کنند. 3) آن‌ها گفتارهایی را درباره روابط قدرت مبتنی بر جنسیت کنونی بیان می‌کنند. 4) آن‌ها لازم است متوجه شوند که آیا یک فمینیسم با یک دیدگاه زنانه معرفت بیش‌تری از وضعیت‌های معرفت‌شناسی یا نظری تولید می‌کند (Ramazanoglu, 2002).» (خادمی، 1387)

از جمله مسایل دیگری که در معرفت­شناسی فمینیستی مورد توجه قرار می­گیرد رویکرد ارتباط[12] و همدلی است. فمینیستها به جای تاکیدی که علوم بر عینیت و جدایی سوژه و ابژه دارند ارتباط را مهم می دانند. ارتباط ویژگی زنانه محسوب می شود و منظور از آن، ارتباط بین فاعل شناسا و موضوع شناسایی است. آن­ها معتقدند از آنجا که این ارتباط بین سوژه و ابژه در فرایند تحقیق اتفاق می­افتد، باید موقعیت و علایق محقق مورد توجه قرار گیرد؛ تنها در این صورت، می­توان از عینیت قوی سخن گفت، عینیتی که خود را با درنظر گرفتن شرایط امکان خود تعریف می­کند. از نظر فمینیستها «محققان نمی­توانند همچون ناظران مستقل، جدا و صامت عمل کنند، زیرا آن­ها به همان میزان که برای شواهد و قراین به دنبال پاسخ هستند، به دلیل دخالتها و مبادلات معرفت شناختی خود، در قبال جامعه معرفت شناسی هم باید پاسخ­گو باشند. » ( کد،206:1382)

گرچه معرفت شناسی فمینیستی مورد انتقادات بسیاری قرا گرفت، خود نیز تغییرات بی­شماری را از سر گذراند. بسیاری از آنان امروزه این نظر را که روش پوزیتیویستی صرفا مردانه و روش کیفی و تفسیری زنانه است زیر سئوال می­برند و انتقادات رادیکال به عینیت علوم را هم کمتر به کار می­برند.



[1] Epistemology

[2]. Objectivity

[3] .Subject

[4]. Object.

[5]. Bordo.

[6].   Keller .

[7] . Lorraine Code

[8]. Harding

[9] Feminist standpoint epistomology.

[10] .Nancy Hartsock

[11] Dorothy Smith

 [12]. Connection 

 

_باقری، خسرو (1382). مبانی فلسفی فمینیسم. تهران: طرح توسعه تحقیقات علوم انسانی

_  خادمی، سمانه (1387).نظریه دیدگاه فمینیستی؛ شناخت شناسی در عرصه عمل. سایت مدرسه فمینیستی  

_ سردار، ضیاءالدین(1385). توماس کوهن وجنگ های علم. ترجمه:جمال آل احمد، تهران: چشمه

_ کد، لوراین (1382). معرفت شناسی فمینیستی. مترجم: عباس یزدانی. در فمینیسم و دانشهای فمینیستی. ترجمه: عباس یزدانی، بهروز جندقی. قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران.